تبليغاتX
دلتنگی های نقاش خیابان نوزدهم

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

 

شايد توقع من زياده!مي دونم كه حق داري بسيار...

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 21:56 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387

 

پنج شنبه مي كشمت!چرا اشتباه گفتي خب؟!

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 13:10 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387

 

تموم شد!حالا شيريني شما هم ميديم خواهر عزيزتر از جان!

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 13:3 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

 

بغض داره منو نابود ميكنه!كاش تا صبح زنده بمونم...

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 22:59 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

 

كاش توان قبلم رو داشتم!هيچ وقت پشيموني قابل جبران نبوده!مثل الان!فكر مي كردم مثل بقيه باهاش كنار ميام!ولي نيومدم!اينم از حماقتت دختر خانوم!ببين چه طوري گند زدي!هه!

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 16:48 |  لینک ثابت  

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

 

خاك بر سرت!چرا شعرم ثبت نشد!آه كاغذم رو هم پرت كردم!

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 13:1 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387

 

بالاخره تموم شد!حس خوبي ندارم!نمي دونم!لعنت به من كه زدم همه چيز رو خراب كردم!

ليلي خواهر خودخواهت گند زد!ولي تو رو خدا چيزي بهش نگو!

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 13:17 |  لینک ثابت  

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

 

آخ مهران چقدر حرفات به دلم ميشينه!مي دوني اصلا بحث خجالت رو ندارم!فقط سخت بعد چند سال عوض بشم!تا اطرافيان باهام كنار بيان طول ميكشه!

مي دوني انقدر حرفت روم تاثير گذاشت كه حس كردم يه گمشده دارم!مي خوام پيداش كنم!مطمئنم كه كمكم مي كني!خوشحالم كه كه تو رو دارم!

 

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 17:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم مرداد 1387

 

براي من واسه هميشه تموم شدي!خوشحالم كه اون چيزي كه مي خواستمو انتخاب كردم!

 

 

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 13:36 |  لینک ثابت  

جمعه هجدهم مرداد 1387

 

چرا بهش همه چيز رو نميگمو خودمو راحت نمي كنم؟!

من اونو درك كنم ولي كي هست كه من رو درك كنه؟!بابا يكي به جاي من بهش بگه...

نوشته شده توسط نقاش کوچولو در 15:21 |  لینک ثابت   •